سلطان قلبها
پرهامم! بهترین هدیه خدایم!
معصوم و پاکی، جلوه ی کوچکی از محبت و زیبایی خدایی
تا آن زمان که قلبم می تپد در کنارت می مانم و شادی تو ضامن بقای من است

قبل از عید کلی هدیه گیرت اومده بود که فرصت نکرده بودم عکساشو واست بذارم

بدو برو ادامه مطلب نفس مامان
خاله فاطمه یه سفر کوچولو به گناوه داشته و واست این بلوز خوشگل آورده
وتوهم در حال موش شدن هستی
چشمک هم بلد شدی جیگر مامان فقط بایه تفاوت که دوتا چشماتو میبندی

این تبلت اسباب بازی هم از طرف باباجون مجیدآقا که خیلی دوستش داری

کمک باباجون داری کباب درست میکنی عزیز مامان

بعدش کباب خوردن تو این ظرف خوشکل چقدر مزه میده
صبا خانومی واست خریده جیگر مامان

واین پیشبند خوشگل از طرف سیناگلی

ویه روز خاله سارا و خاله فاطمه اومده بودن خونمون و واست این بلوز وشلوار خوشکل آوردن
به به خواب راحت کودک با لباس خوشکل راحت

هر وقت گرمیت میشه مامان جون میگن بهت تلنجبین بدم
اینم یه جور تلنجبین خوردن دیگه

و عروسک کوچولوی دایی امید,در بغل یه دونه ی خودم

وماشااله به امیرعلی خوشکل و نازو دوست داشتنی و تو دلبرو و خواستنی
این نی نی ناز پسر دختر عمو ی بابایی فاطمه خانوم هست

این تیشرت هم سوغاتی واسه ی عمو محمد آوردی و کردی تنه خودت
خیلی ممنونم که اسباب خنده و شادی مارو فراهم کردی آقاپرهام کوچولو
خیلی خنده دار و خوشمزه شده بودی عزیزم

واینم توپ جدیدی که بابایی واست خریده


واینم یه جفت کفش خوشکل از طرف باباجون مجید آقا ,که عاشق صداش هستی و تند تند باهاش راه میری

پرهامی در حال تمیز کردن ماشین بابایی
همش عاشق این هستی که بابایی ماشین بشوره و تو هم تو حیاط باشی

اواهی این همه کتاب قصه؟
همش از طرف زن عمو نازنین هست

اینم یه بلوز شیک از طرف عمه لی لی
راستی یه کوچولو بلد شدی بگی لی لی

این لباسها هم از طرف مامان جون زهرا خانوم

واین گاو خوشکل از طرف صبا خانومی

عزیز مامان اینارو واست ثبت میکنم که وقتی بزرگ شدی بدونی چقدر خاطر خواه داری و بتونی واسشون جبران کنی
ای همیشه جاودانه در میان لحظه هایم
غصه معنایی ندارد تا تو می خندی برایم...





سلطان قلبها
